تبلیغات
لطفا از مرور گر فایر فكس استفاده كنید ...................................به نامی خودای گه وره و وه شه ویس ....هه‌رچه‌ن مه‌واچان فارسی شه‌که‌ره‌ن * کوردی جه‌ شه‌که‌ر به‌ڵ شیرین ته‌ره‌ن * یه‌قینه‌ن جه‌ ده‌ور دونیای پڕ ئه‌ندێش * هه‌رکه‌س دڵشاده‌ن وه‌ زوان وێش*خانای قبادی............................... پالنگان،پاڵنان«تاریخی سه هزار ساله» شهید قاضی محمد
کلیک کنید

پالنگان،پاڵنان«تاریخی سه هزار ساله»
 
قالب وبلاگ

فراخوان نخستین همایش  » داستان کوتاه هورامی«

  ژیوای

 ژیوای

فیش حقوقی معلمان سراسر كشور

زكات علم نشر آن است

هورامان شناسی

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
لینک دوستان

كد لو گوی ده لاقه ویه رده ی  )

هه ورامان هانه به رچه م

Wimir|ویمیـــــر

ئه کره م حه‌سنزاده(سه‌ریاس)

كتاب خانه هورامان

دانستنیها

محقق:بهاءالدین محمدیان

در هورامان«باستان» وقتی کسی فوت می شداو را تطهیر كرده و چادر سیاهی در کنار قبرستان بر پا می كردند (ره شمال   ) و مرده را به مدت سه روز در آن جا نگه می داشتند  . قبرستان ها و گور ها بیشتر در جاهای بلند یا بر فراز تپه ها بودند . وقتی گور کنده  می شد  در داخل آن کمی خاکستر می ریختند. اگر متوفی بزرگ خانواده بود هیچ وقت از در ورودی خانه بیرون نمی آورند . حتی اگر مجبور بودند شکافی دردیوار  ایجاد کنند . لباسهای شخص متوفی را در اتاقی پهن و بر  آن گریه می كردند.خانواده صاحب عزا نباید تا مدت هفت تا نه روز در خانه غذا بپزند یا آتش روشن کنند . لبان شخص متوفی را قبل از دفن کردن با مقداری آب انار خیس می كردند . در چادری که کنار قبرستان بر پا می شد . مقداری گل آماده می كردند که عزا داران بر سر و شانه خود بمالند تا نمایانگر ماتم و باز گشت به سینه زمین – مادر باشد.  زنان گیسوان خود را می كندند و آن را به شکل دست بندی به دست می بستند  . موسیقی در مراسم سوگ واری هورامان به صورت یک عنصر لاینفک وجود ندارد . البته در مناطقی  پراکنده از تاثیر آیین های عرفانی که همراه موسیقی عاریت  در آن وارد شده است . در آن رقص همانند رقص «چه مه ری» Kcamari) ) که مخصوص سوگواری مناطق ایلام و لرستان است   وجود نداشت . اشعاری هم  توسط مادران یا زنانی که در آن مهارت داشتند در سوگ متوفی خوانده می شد. و برگور متوفی گل های زنبق و نیلوفر می گذاشتند . همچنان كه همكنون نیز بعضی از قبرستانها پوشیده از گل های زنبق است  .    

                               

1-  در مورد خاکستر پاشیدن در داخل گور متوفی :

 در وندیدا د فر گرد هشتم . قسمت  هشت آمده است : ( آنان باید در آنجا گوری بکنند اگر زمین سخت باشد به گودی نیم گام واگرنرم باشد به گودی نیمی از بالای آمدهی و بر کف آن گور خاکستر بیزند و سر آن را با تکه های سنگ یا گلوخ بپوشانند ) .

2-در مورد نشستن به مدت سه شبانه روز بر سر قبر مرده و نماز خواندن و آتش (چراغ ) روشن کردن توسط مردم یا مرد بزرگ طایفه در وندیداد فرگرد سیزدهم قسمت 54 و فرگرد نهم قسمت 55-56 آمده است :

 در آنجا سه شبنه روز در برابر آتش فروزان هوم بر دست گیرند و سروش پارسا را بستایند و نیاز پیشکش آورند ).

و عقیده دارند که روح در سپیده دم روز چهارم از جسم خارج می شود و در طول این سه روز در جسم باقی می ماند ،برای همین در این مدت سه روز در بدن یا کنار آن است ، پس شخص مرده را تنها نمی گذارند ، اما در ((هادخت نسک )) فصل سوم در مورد خارج شدن روح به مدت سه روز آمده است : ( زرتشت از اهورا مزدا سوال می کند که چون مومنی از جان در گذرد ، شبگاه روحش در کجا آرامش می یابد ؟ و پاسخ می شنود که روح در آن شب قرین جسم باقی می ماند ، آن شب یکی از خوشترین شب ها محسوب می شود و قرین جسم به خواندن دعا و طلب رحمت و مغفرت می

پردازد ) چون زرتشت پرسش خود را در باره شب دوم و سوم تکرار می کند همان پاسخ اول را می شنود و بدین سان سه روز روح قرین جسم باقی می ماند ، چون شب سوم نیز سپری می شود در سپیده دم روز چهارم نسیمی بسیار خوش و عطراگین از جانب جنوب بر می زند که هرگز استشماق نکرده است و اگر مرد نیک کردار و نیک گفتار و نیک پندار باشد جان او به صورت دوشیزه ای زیبا رو پیش می اید و او را به بهشت می برد و اگر بد کردار باشد جان او به صورت عفریته ای ظاهر می شود و او را به دوزخ می برد .

                                              

3 – مردم هورامان «باستان»عقیده داشتند که شخص متوفی را بخصوص اگر بزرگ خانه باشد ،

 نباید از در اصلی منزل خارج شود ، حتی اگر خانه فقط یک در ورودی داشته باشد ، قسمتی از دیوار را می شکافند و مرده را از آنجا خارج می كردند این رسم در بخشهای از کشور آلمان هم وجود دارد ، زیرا راه عبور مردگان و زندگان نباید یکی باشد و شاید به این علت هم باشد تا روح راه خانه را گم کند و برای آزار  زندگان باز نگردد ( حتی در بسیار ی مناطق آن خانه را ترک می کنند ) اما ریشه این رسم : در اوستا وندیداد فرگرد هشتم قسمت ده آمده  است : ( هنگامی که پرندگان در آمدند و گیاهان روییدند و سیلاب ها روان شدند مزدا پرستان باید شکافی در دیوار خانه پدید آورند و دو مرد چیره دست و نیرومند را فرا خوانند آنان باید جامه های خویش را از تن بدر کنند ( زیرا لباس مخصوص برای حمل مرده وجود دارد ) و مرده را برگیرند و به ساختمانی که از سنگ و خاک و ساروج ساخته شده اند ببرند ( همان دخمه است که ره شمال یا چادر سیاهی که مردم هورامان«باستان» هم برپا می كردند تمثیلی از آن است که توضیح داده  خواهد شد ) .

4 – در مورد آتش روشن نکردن و غذا  نپختن در خانه متوفی به مدت هفت یا نه روز در اوستا وندیداد فرگرد پنجم قسمت 41-42 آمده است ( زرتشت خطاب به اهورا مزدا می گوید که ای دادار جهان استومند ای اشون در چه هنگامی می توان آتش را به خانه ی کسی که در آن مرده است باز توان آورد .

5 – در این منطقه تمام قبرستان ها در جاهای بلندند ( چه مقبره ها و چه قبرستانها ) در وندیداد فرگرد ششم قسمت 44-45 آمده است : 

 

 ( زرتشت خطاب به اهورا مزدا می گوید : ای دادار جهان استومند ای اهورا مزدا ای اشوان پیکر مردگان را به کجا باید برد و در کجا باید گذاشت ؟ اهورا مزدا پاسخ داد : بر فراز کوه ) .

6 -  در مورد برپا کردن چادر در کنار قبرستان به جای اطاقکی کوچک که همان دخمه باشد :

 نحوه دفن یا مراسمی که بعد از مرد ن شخص انجام می دهند در اقوام مختلف متفاوت است . مثلا" هندوان جسد را می سوزانند یا مصری های قدیم آن را موم یایی می کردند ، یعنی مغز را از راه بینی در می آوردند ، محتویات شکم را خالی می کردند و در آن مواد خوش بو قرار می دادند و موم یایی می کردند ، هورامی های باستان به قداست چهار عنصر طبیعی اعتقاد داشتند ، یعنی خاک ، آتش ، هوا و آب ، و هر یك خدایی جداگانه داشتند ( خاک تحت سرپرستی سپندار مز ، خدای آتش ایزد آذراهوا تحت سرپرستی وایو وآب تحت سرپرستی ناهید یا اناهیتا بود ). بنا براین نمی توانستند آن را دفن یا بسوزانند ، چون باعث آلودگی خاک یا آتش می شد ، پس آن را به اطاقکی که در کنار قبرستان می ساختند ، می بردند . و آن را به نحوی می بستند که استخوانهایش محکم شود و بعد لاشخورها می آمدند و گوشت ناپاک را می خوردند و فقط استخوانها باقی می ماندند اگر اسخوانها توسط لاش خورها بر داشته می شد ، گناهی بزرگ بود و برای آگاهی از جزای این گناهان رجوع کنید به (شایست ناشایست ). شکل دخمه یا (اتاقک زاد ومرگ ) شکل دخمه ( استودان ) به شکلی بود که چاهی در وسط آن قرار داشت و گوشت های اضافی و ناپاک را در آن می ریختند و با مواد تیز آب مانند که بر روی آنها می ریختند آن را از بین می بردند چادر سیاهی که هورامانیان باستان در کنار گورستان بر پا می كردند باز مانده از همان دخمه است ، اما چون هورامانیان کوچ نشین بوده اند و مرده های خود را در قبرستانهای مختلف به خاک می سپردند ، پس به جای اتاقک چادر بر پا می داشتند .

7 -  در مورد خیس کردن لب متوفی با آب انار :

در ایران باستان  دهان (لب ) شخص متوفی را با مایع ((هومه)) که در طی آیین ((سینا)) برای سینا نک به دین ایران باستان نوشته دوشن کمین ) متبرک شده ، خیس می کردند و اگر هومه در دسترس نبود از آب انار استفاده می کردند .

                                            

8 – در مورد آوردن گل زنبق و نیلوفر : زنبق در تمام اساطیر (بخصوص در اساطیر چین ) تمثیل آرامش و صبر است و نیلوفر تمثیل رشد سریع و آگاهی الهی است . (( برای اطلاعات بیشتر نک به بودائیسم ، مدی تیشن یا طرسقت باطنی ) البته ریشه باستانی هر دو گل چه در اساطیر آشور و بابل ، مصر و ایران مشهود است ( نک به فرهنگ اساطیر آشور و بابل نوشته ف، ژیران ، ک لا کوئه ،ل . د لاپورت ترجمه ابوالقاسم اسمایل پور )

9 – ریشه تندیس درست کردن از لباس متوفی یا پهن کردن لباس متوفی و گریه کردن بر آن ( همانند کوته ل )

در ایین چمری ) مردمان باستان برای دفع شر خدایان زمینی به عبادت آنان می پرداختند ، ولی خدایان آسمانی را صمیمانه پرستش می كردند . مومنان  در جریان عبادت خود را به مذبح که در جلو معبد قرار داشت می رساند ند و به وسیله قربانی و دعا از خشم خدایان  ایمنی می یافتند و او را به یاری می طلبیدند و هر چیز نفیس مثلا" مجسمه ، تصویر ، ظرف ، سلاح و خوراکی ها را به خدایان تقدیم می کردند و گذشته از باغها و غنایم و ..... افراد انسانی نیز زمانی جزء ی از هدایا بودند . چنانچه ((اگاممنون )) دفتر خود ((ایفیکینیا )) و ((اخلیس )) ده تن از جوانان ((تروا)) را به خاطر دوستش ((پاترومکوس )) قربانی کرد . در قبرس و لئوکاس برای شادی (( آپولون )) انسانها را از صخره ها می افکندند . در ((خیوس )) و ((تندوس )) با قربانی کردن انسانها رضایت ((دیونوسوس )) را می جستند . گفته اند ((تمیستوکلوس )) گروهی از اسیران را در جنگ (( سالامیس )) قربانی کرد . هنگام شیوع بیماریهای خطرناک (( در ماسالیان )) یکی از بینوایان شهر را جامه متبرک می پوشاندند و از بیت المال اطعام می کردند و سپس اورا با شاخه های مقدس می آراستند واز بالای صخره ای می انداختند .  به این  امید که عمل آنان باعث  بخشوده شدن گناه شهر و رفع بیماری شود و دیگر قربانی انسانی در میان ((مریای خوندهای هندوستان و قربانی کردن زنان در میان (( ازتک ))  هاست .     

                                   

    

اما باگذشت زمان ، موضوع قربانی کردن بشر محدود تر شد وتنها مجرمان محکوم به اعدام را پس از آنکه با شراب فراوان مست می شدند قربانی می کردند و بعدا" حیوانات جای انسانها را گرفتند (نک به داستان ابراهیم (ع) اما کم کم قربانی کردن حیوانات جای خود را به تندیسهایی داد که روح یک انسان قربانی شده در او دمیده شده بود و به جای همان انسان  زنده قربانی می شود . این تندیس لباس انسانها   را به آن می پوشاندند و او را به جایگاه مذبح می بردند (کوته ل در آیین چمری ) و پهن  کردن لباس خود نمایانگر یک شخص قربانی شده به پیشگاه خدایان است (نمونه های این تندیس ها در همه تمدن ها وجود دارد ، مثلا" بوکه بارانه (عروس باران ) هم نمودی این گونه دارد

                                        

 

منابع:

۱-ماه نامه ئاوینه شماره، ۳۷،۱۳۷۷

۲-طبقه بندی قصه های ایرانی-ماپریش

۳-فرهنگ دهخدا

۴-خرده اوستا-موبد آذردگشت

۵-اوستا-داوود ابراهیم پور

۶-وندیداد-هاشم رضی و....




طبقه بندی: مطالب مفید هورامی، هورامان،
برچسب ها: سوگواری در هورامان باستان، پالنان، پلنگان، كامیاران، هورامان، گالری عكس پالنگان، تصاویر پالنگان، هه ورامان، عكس پالنگان، عكس هایی زیبا از طبیعت پالنگان، عكس های زیبا از روستای توریستی پالنگان، وبلاگ پالنگان، وبلاگ پلنگان، سایت پالنگان، سایت پالنان، روستای تاریخی پالنگان،
[ چهارشنبه 11 بهمن 1391 ] [ 18:05 ] [ زیرك محمدیان،كامیاران،پالنگان ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

زیرك محمدیان

درباره ی وبلاگ

پیوندهای روزانه
امکانات وب

هه ورام تفین

وبلاگ پالنگان،پالنان

ممنون میشم اگه كد داخل مستطیل را در وبتون جا دهید

قرآن كُردی

اخبار كردستانات

مشاهیر كرد

آمار چندین وبلاگ

تفسیر فی ظلال القرآن

فاتحه خوانی،سنت ها،بدعت ها

كتیب خانه ئه وین

كد لو گوی یانه و شیعره كام )

هه نبانه بورینه