تبلیغات
لطفا از مرور گر فایر فكس استفاده كنید ...................................به نامی خودای گه وره و وه شه ویس ....هه‌رچه‌ن مه‌واچان فارسی شه‌که‌ره‌ن * کوردی جه‌ شه‌که‌ر به‌ڵ شیرین ته‌ره‌ن * یه‌قینه‌ن جه‌ ده‌ور دونیای پڕ ئه‌ندێش * هه‌رکه‌س دڵشاده‌ن وه‌ زوان وێش*خانای قبادی............................... پالنگان،پاڵنان«تاریخی سه هزار ساله» شهید قاضی محمد
کلیک کنید

پالنگان،پاڵنان«تاریخی سه هزار ساله»
 
قالب وبلاگ

فراخوان نخستین همایش  » داستان کوتاه هورامی«

  ژیوای

 ژیوای

فیش حقوقی معلمان سراسر كشور

زكات علم نشر آن است

هورامان شناسی

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
لینک دوستان

كد لو گوی ده لاقه ویه رده ی  )

هه ورامان هانه به رچه م

Wimir|ویمیـــــر

ئه کره م حه‌سنزاده(سه‌ریاس)

كتاب خانه هورامان

دانستنیها

ابن اثیر بر خلاف دیگران به جای آسیابان، سنگ تراشی را کشنده یزد گرد معرفی كرده و می‌گوید: (یزد گرد) »به تنهایی پیاده گریخت تا برود مرغاب رسید و بخانه سنگ تراشی پناه برد. و بدست او کشته شد. (فرستادگان ماهویه )او را دنبال کردند تا رد پایش را در خانه سنگ تراش یافتند. سنگ تراش را گرفتند. بکشتن یزد گرد اعتراف کرد ماهوی او و تمام خانواده اش را (بجرم کشتن شاه) بقتل رسانید.« (کامل ص 199).
فردوسی کشته شدن یزد گرد را بدست آسیابان به فرمان ماهویه می‌داند و می‌گوید :
فرود آمد از اسب شاه جهان
زبد خواه در آسیا شد نهان
نهان شاه در خانه آسیا
نشست از بر خشک لختی گیا
دهان ناچریده دودیده پر آب
همی‌بود تا سر کشید آفتاب
گشاد آسیابان در آسیا
به پشت اندرش بار لختی گیا
فرو مایه ای بود خسرو بنام
نه چیز و نه هوش و نه نام و نه کام
گوی دید برسان سرو بلند
نشسته بر آن خاک چون مستمند
............................................
خبر به ماهویه رسید او آسیابان را بر انگیخت که مهمان را بکشد و چنان کند که تاج و گوشوار و مهر و جامه شاهی او خون آلود نگردد.
یکی دشنه زد بر تهیگاه شاه
رها شد به زخم اندر از شاه آه
بخاک اندر آمد تن و افرش
همان نان کشکین به پیش اندرش
با توجه به اخبار کشته شدن یزد گرد و با توجه به اینکه در فرهنگ ایران باستان شاه کشی مذموم و ناپسند بوده است و مرتکب هر که می‌خواهد باشد سزایش کشتن بوده است آنچه بلاذری درباره قتل آسیابان نقل کرده است به یقین نزدیکتر است. بنابراین انتساب نسب سلسله بنی اردلان بر خسرو آسیابان تو همی‌بیش نیست و آنچه این توهّم را به وجود آورده است؛ معنی لغوی اردلان است و اگر این گفته تاریخ مردوخ را بپذیریم، در زمانی که هلاکوخان وارد عراق می‌شود. یشموت میرزا پسر هلاکو که از کرمانشاه عازم عراق بوده و قباد به او می‌پیوندد و اردل مخصوص یشموت میرزا می‌شود. نظر به اینکه قباد شخص معمرو مدیر و کارآگاهی بود یشموت او را بابا خطاب می‌کند. بالاخره قباد به »بابا اردل« اشتهار پیدا می‌کند و حکومت شهرزور را یشموت به او واگذار می‌كند. معلوم می‌شود انتساب طایفه اردلان به بابا اردل این شبهه را پیش آورده است که باید از نسل آسیابان مشهوری باشند و در تاریخ ایران تنها آسیابان مشهور و معروف همان خسرو نام آسیابان مرو بوده است که ذکر آن در تواریخ آمده است. مضافاً اینکه این سیره حکام و والیان و بالطبع شاهان و سلاطین ایران بود که پس از رسیدن به اریکه قدرت باساختن نسب نامه های جعلی، خود را به سلسله های شاهی و یا حکام و امرا و مردان تاریخی منسوب سازند و حکام اردلان نیز از این حالت مستثنی نبوده منتهی چون نسبت به خسرو آسیابان قاتل یزد گرد افتخاری محسوب نمی‌شود، حضرت امام حسن مجتبی را به میان آورده اند. الخ«."
استاد »"هه‌ژار«"
استاد هه ژار در پاورقی صفحه ی 131 از کتاب »"شه‌ره‌فنامه«" (ترجمه‌ی کردی) می‌نویسد: »مسترریچ« می‌گوید: »"بابا اردلان گوران »"گۆران«" بوده است و از تیره‌ی مامویی‌ها به شمار می‌آید که با اتکا به قدرت طایفه اش به حکومت رسیده است«".
علی سلطانی در »جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصل کرمانشاهان« پاورقی صفحه ی58 می‌نویسد:" ولات اردلان بعد از »امان اله خان« که اقدام به تدوین تاریخ کردستان به خاطر ثبت خاندان خویش كردند، آنچه از سوابق خاندان ها و امرای محلی که دال بر سبقت امرای گذشته در حکومت کردستان بود را از میان بردند و هر جا نامی‌از وابستگان و مطالب مربوط حکمرانان سابق بود یا به طور کلی هیچ اشاره ای نگردید و یا اینکه چون از بیان آن ناگزیر بودند به تذکری مخدوش بسنده كردند. تضاد موضوعات در زبده التواریخ سنندجی از »ملا لطیف شیخ الاسلام« که در تاریخ کردستان اصالت بیشتری دارد و سایر تواریخ از جمله »لب التواریخ مصنف اردلان«، تحفه‌ی ناصری، »حدیقه‌ی ناصریه«، »تاریخ مستوره«، »تاریخ مردوخ« که جملگی اقتباس کامل از متن زبده التواریخ است. با توجه به مطالب آمده در متن شرف نامه امیر شرف خان شاهد این ادعاست؛ از جمله این تناقض آغاز حکومت اردلان ها در کردستان است که چنانچه شیوه‌ی مورخین مامور و وابسته به دستگاه امراست، سعی دارند که اگر میسر شود، قدمت و سلطه خاندان حکومت را از آدم ابوالبشر بدانند و در تواریخ کردستان نیز حکومت آنان را به اوایل قرن دوم هجری می‌رسانند در صورتی که تا اوایل قرن نهم اثری از حکومت اردلان ها در کردستان نمی‌بینیم «
توضیح درمورد استعمال کلمه »"بابا«"
آیت الله مردوخ در »"تاریخ مردوخ"« صفحه 227 می‌نویسد:" »کلمه بابا" دلالت دارد بر اینکه مخاطب سید بوده است، زیرا اهالی اورامان کلمه »"بابا"« را فقط به »"سیداطلاق کرده‌اند. توضیح آنکه در اوایل بر ذراری طاهره کلمه امام اطلاق شده. »امام حسن«(ع)، »امام حسین«(ع) مثلا ً، بعد »سلطان اسحاق«، »سلطان اسماعیل«، بعد در عجم و كردها »"بابا« اطلاق شده، {مثل} »بابا طاهر«، »بابا رسول« بعد شیخ خطاب کرده اند مانند سادات بر زنجه که همه را شیخ خطاب کردند«."
فرمان روایان پڵنگان (=پاڵنگان)
1-بابا اردلان پالنگانی (564-606هجری) مرکز حکومت: پالنگان.
2-کلول بن بابا اردلان پلنگانی (606-629هجری) مرکز حکومت: پالنگان .
3-خضر بن کلول پالنگان (629-663هجری) مرکز حکومت: پالنگان .
4-الیاس بن خضر پالنگانی (663-710هجری) مرکز حکومت: پالنگان .
5-خضر بن الیاس پالنگانی (710-746هجری) مرکز حکومت: پالنگان .
6-حسن بن خضر پالنگانی(746-774هجری)
در سال 773 هجری یعنی یک سال قبل از وفات خود (774) مقر حکومت را از پلنگان به محلی در یک فرسخی جنوب سنه (سنندج فعلی) انتقال داد. بعد از »حسن بن خضر پالنگانی« محل حکومت سایر فرمان روایان سنندج بوده است. که من جانب احتیاط علمی‌ را رعایت كرده و از ذکر اسامی ‌آنها تحت عنوان فرمان روایان پلنگانی خودداری کرده‌ام. اسامی ‌فرمان روایان: »"بابلول بن حسن - منذر بن بابلول - مامون بیگ بن منذر - بیگه بیگ بن مامون - مامون بیگ بن بیگه بیگ - سرخاب بیگ بن مامون - بساط بیگ بن سرخاب - تیمور خان بن سلطان« (996-986).
پلنگان تا سال 985 (بعد از امیر اسکندر پالنگانی و بعد از مقابله‌ی سپاهیان شاه اسماعیل دوم و امیر اسکندر پالنگانی) در دست فرمان روایان پالنگان بود بعد از آن چون حاکم قدرتمندی نداشت هه‌لوخان اردلان مرکز حکومت خود را به آنجا انتقال داد.
7-غیب الله بیگ پالنگانی (905-917هجری) مرکز حکومت: پالنگان .
8-محمد پالنگانی (917-965هجری) مرکز حکومت: پالنگان .
9-امیر اسکندر پلنگانی (965-985هجری) مرکز حکومت: پالنگان .
10-درویش بیگ اوّل پالنگانی (1047-1060هجری) مرکز حکومت: جوانرود .
11-صفی خان پلنگانی (1060-1140هجری) مرکز حکومت: جوانرود.
12-الله وردی سلطان پالنگانی (1140-1153هجری) مرکز حکومت: جوانرود.
13-درویش بیگ دوّم پلنگانی (1153-1205هجری) مرکز حکومت: جوانرود.
14-صفی بیگ دوّم پالنگانی (1205-1214هجری) مرکز حکومت: جوانرود.
15-امیر مقرب الدین ( قرن هفتم هجری) مرکز حکومت پالنگان .
به نوشته ی بابا مردوخ روحانی امیر مقرب الدین در پلنگان (=پاڵنگان) امارت نموده است .دوره ی زندگانی و حکومت او قرن هفتم هجری بوده است. (منبع: تاریخ هورامان، مظفر بهمن سلطانی/ نشر احسان صفحه‌ی 765)



طبقه بندی: مطالب مفید هورامی، هورامان،
[ پنجشنبه 12 بهمن 1391 ] [ 21:18 ] [ زیرك محمدیان،كامیاران،پالنگان ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

زیرك محمدیان

درباره ی وبلاگ

پیوندهای روزانه
امکانات وب

هه ورام تفین

وبلاگ پالنگان،پالنان

ممنون میشم اگه كد داخل مستطیل را در وبتون جا دهید

قرآن كُردی

اخبار كردستانات

مشاهیر كرد

آمار چندین وبلاگ

تفسیر فی ظلال القرآن

فاتحه خوانی،سنت ها،بدعت ها

كتیب خانه ئه وین

كد لو گوی یانه و شیعره كام )

هه نبانه بورینه