تبلیغات
لطفا از مرور گر فایر فكس استفاده كنید ...................................به نامی خودای گه وره و وه شه ویس ....هه‌رچه‌ن مه‌واچان فارسی شه‌که‌ره‌ن * کوردی جه‌ شه‌که‌ر به‌ڵ شیرین ته‌ره‌ن * یه‌قینه‌ن جه‌ ده‌ور دونیای پڕ ئه‌ندێش * هه‌رکه‌س دڵشاده‌ن وه‌ زوان وێش*خانای قبادی............................... پالنگان،پاڵنان«تاریخی سه هزار ساله» شهید قاضی محمد
کلیک کنید

پالنگان،پاڵنان«تاریخی سه هزار ساله»
 
قالب وبلاگ

فراخوان نخستین همایش  » داستان کوتاه هورامی«

  ژیوای

 ژیوای

فیش حقوقی معلمان سراسر كشور

زكات علم نشر آن است

هورامان شناسی

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
لینک دوستان

كد لو گوی ده لاقه ویه رده ی  )

هه ورامان هانه به رچه م

Wimir|ویمیـــــر

ئه کره م حه‌سنزاده(سه‌ریاس)

كتاب خانه هورامان

دانستنیها

محقق: کورش(علی) صالحی پالنگانی

قسمت دوم و پایانی

همچنین نویسنده کتاب »"تحفه ناصری"« در صفحه 76 که درباره موضوع »"حسب و نسب بنی اردلان"« است می‌نویسد: »"در حسب و نسب ولاه اردلان و ابتدای دوره ی فرمانگذاری ایشان روایات مختلفه بسیار است. بعضی آنها را به »"احمد بن مروان" « منسوب و بعضی شخص اول این دود مان را »خسرو« نام »آسیابان« دانسته اند ... و بعضی نیز گفته اند که همین خسرو نام به واسطه‌ی قتل یزجرد (= یزد گرد سوم آخرین شهر یار سلسله سامانی) پادشاه ایران رتبه ی برتری و سروری یافته و ابتدای فرمانگذاری بنی اردلان را از آن عهد و زمان دانسته اند ... در ادامه نویسنده کتاب »"تحفه‌ی ناصری"« در صفحه‌ی 77 می‌نویسد: »خسرو نام بهر وسیله یزجرد شهریار ایران را به قتل رسانید و سر آن پادشاه را به نزد سرداران محترم اسلام برده و در ازای این خدمت بر حسب استدعای خودش بامارت مملکت کردستان مفتخر گردیده و حضرت حسن یک حلقه انگشتر عقیق یمانی خط کوفی که "لا اله الا الله" بر آن نقش بوده با یک طغرا دستخط انجم نقط بخط مبارک خودشان به ا و مرحمت فرموده« ...
در صفحه‌ی 82 نیز آورده است: »نتیجه‌ی این مقدمات این است که ظن راجح بموجب این اخبار و آثار این است که خسرو نام آسیابان شخص اول این دودمان بفرمان امام زمان حسن مجتبی علیه السلام امیر و فرمان گذار کردستان شده است ....".«.
دکتر »حشمت اله طبیبی« در نقد مطالب فوق در تعلیقات همان کتاب از صفحه‌ی 464 الی 467 می‌نویسد: »"در هیچ یک از کتبی که به شرح فتوحات و تسخیر بلاد عجم پرداخته اند مانند طبری - بلاذری و ابن اثیر و غیره به ماموریت حضرت حسن مجتبی و تسخیر کردستانات بدست آن حضرت اشاره ای نشده است. روایت ضعیف است.
همچنین در انتقادش می‌نویسد: »"درباره ی واگذاری حکومت کردستان از طرف حضرت »امام حسن مجتبی«(ع) به خسرو نام آسیابان کشنده یزد گرد پادشاه ساسانی با استناد به نقل چگونگی کشته شدن یزد گرد در مرو به فرمان »ماهویه« که در کتب تواریخ قدیم آمده است و دلایل دیگر، بدون شک ساخته ذهن حکام اردلان و وقایع نگاران دستگاه حکمرانی آنان است.«" (رجوع شود به صفحه 466 و 467)
در ادامه‌ی نقد دکتر حشمت اله طبیبی می‌نویسد: »"درباره‌ی دست خط حضرت امام حسن مجتبی(ع) و متن آن اشاره ای در هیچ یک از تواریخ کردستان (اردلان) نشده است و تنها مولف این کتاب (تحفه‌ی ناصری) که به نقل از مرحوم »علی اکبر خان شرف الملک« آن را عنوان و ضبط نموده، آنهم به لغت فرس؟! و جالب اینکه متن دستخط در نسخه الف و نسخه ب، با هم اختلاف زیادی دارد. (صفحه‌ی 467) همچنین درباره‌ی چگونگی قتل یزد گرد سوم می‌نویسد: حکایت قتل یزد گرد سوم به چند صورت در کتب تاریخ آمده است، از جمله گرد یزی می‌نویسد "... یزد جرد بگریخت، و بر جانب مرو شد. و چون ماهوی مرزبان مرو خبر یافت کسان بفرستاد بطلب وی. وماهوی را بروخشم بود. و کسان ماهوی، او را نیافتند و یزدجرد اندر آسیایی پنهان شد آسیابان بیامد، او را بدید گفت: از آسیای من بیرون شود که دخل من هر روز پنج در مست، و چون تو اینجا باشی دخل من بشکند. و با یزدجرد سیم و زرنبود که بدو دادی و نیز گرسنه بود. یکتا گوهر بیش بها بدو داد که این را بفروش و غله خویش بردار و باقی از بهر ما چیزی آر، تا بخوریم، و نشان ما کس را مگوی چون آسیابان گوهر ببازار آورد او را بگرفتند و پیش ماهوی بردند ازاو نشان پرسید نشان بداد ماهوی کس بفرستاد، تا سر او را برداشتند و نزدیک ماهوی آوردند، و تن او را در آب فرو هشتند و مملکت عجم بروی ختم شده. (زین الاخبار ص 40).
مقدسی به نقل از »خدای نامه« محل آسیا را در قریه »زرق« از قرا مرو ذکر کرده و می‌نویسد: انگشتری که خراج فارس بود به آسیابان داد... الخ (البداء و التاریخ ص 196) .
»بلاذری« گوید: »چون به حدود مرو رسید (یزد گرد)، ماهویه مرزبان به پیشواز آمد و وی را بزرگ داشت و اکرام کرد. نیزک طرخان نیز به خدمت او شد. شاه وی را ارمغان داد و خلعت بخشید... پس فرمان داد که ماهویه مرزبان مرو حساب ها پیش آورد و او ار از امر اموال پرسشها کرد... ماهویه به نیزک (ترک) نامه نوشت و او را علیه شاه (یزد گرد) بر انگیخت و گفت: »"این همان است که شکسته و گریخته نزد تو آمد، تو باوی نیکی کردی تا کشور بدو بازدهی، پس او »"نوشت به تو آنچه نوشت"« آنگاه بر قتل او همت گماردند. نیزک باسپاهی از ترکان روانه شد و در جنابذ فرود آمد. آنگاه جنگ شد و ترکان پیروزی یافتند. شاه را بخت یار نبود یارانش همه کشته شدند. و سپاهش پریشان گردید. خود به سوی مرو باز آمد. شهر را بر وی نگشودند. پس شاه از استر پیاده شد آمد تا به خانه آسیابانی در مرغاب رسید. برخی گویند که چون ماهویه این خبر شنید گروهی را روانه کرد و او را در خانه ی آسیابان بکشتند. نیز گویند که ماهویه پنهانی کس نزد آسیابان فرستاد و وی را بقتل شاه فرمان داد. آسیابان نیز او را بکشت. آنگاه ماهویه گفت: »نزیبد که کشنده پادشاهی زنده بماند"« پس فرمان داد آسیابان را نیز بکشند. نیز گویند که: آسیابان وی را طعام آورد بخورد شراب آورد و بیاشامید تا مست شد چون فراز آمد تاج خویش بیرون آورده بر سر نهاده آسیابان چون تاج وی دید در آن طمع کرد. سنگ آسیا را بر گرفت وبر وی افکند چون یزد گرد کشته شد تاج و جامه وی برداشت و کالبدش را به آب انداخت، ماهویه آن خبر بشوند و آسیابان و خانواده او را بکشت و تاج و جامه باز گرفت (فتوح البلدان ص 142).
»دینوری« می‌نویسد: »پس از اینکه یزد گرد بخواب رفت آسیابان با سنگ او را کشت.« (الاخبار الطو ال ص 140)




طبقه بندی: مطالب مفید هورامی، هورامان،
[ پنجشنبه 12 بهمن 1391 ] [ 21:14 ] [ زیرك محمدیان،كامیاران،پالنگان ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

زیرك محمدیان

درباره ی وبلاگ

پیوندهای روزانه
امکانات وب

هه ورام تفین

وبلاگ پالنگان،پالنان

ممنون میشم اگه كد داخل مستطیل را در وبتون جا دهید

قرآن كُردی

اخبار كردستانات

مشاهیر كرد

آمار چندین وبلاگ

تفسیر فی ظلال القرآن

فاتحه خوانی،سنت ها،بدعت ها

كتیب خانه ئه وین

كد لو گوی یانه و شیعره كام )

هه نبانه بورینه